تبليغاتX
غایب همیشه حاضر

غایب همیشه حاضر


فریاد رس ناله درویش تویی


آرامی بخش این دل ریش تویی


طوفان فزاینده مرا غرق نمود


یاد آور راه کشتی خویش تویی

+نوشته شده در شنبه 3 اسفند1387ساعت16:33توسط | |

               

                تربت

 

         

کوتاه و مختصر جملاتی در باب تربت امام حسین(علیه السلام )از ما به یادگار داشته باشید.

1.تربت پاک او بر کعبه برتری و شرافت دارد.

2.در روایتی از امام باقر (علیه السلام )آمده است :  "خداوند این سرزمین رامبارک را 24هزار سال پیش از آفرینش کعبه پدید آورد و بدانجا نظر رحمت افکندو برکت بخشید."

۳.این سرزمین قبل از آفرینش موجودات مقدس بوده و هست تا خداوند آن را برترین نقطه ی بهشت سازد و بهترین مسکن و جایگاه برای دوستانش قرار دهد.

۴.خداوند این تربت پاک را چشمه ای از چشمه های بهشت و نهری از نهر های جاری بهشت را از آن قرار داد.

5.امام سجاد (علیه السلام ):     "در آستانه ی رستاخیز ، آنگاه که زمین به سخترین لرزشها،لرزانده شودوبه سختی به حرکت آید؛کربلا ،این سرزمین با برکت با همان صافی و گستردگی اش بالا میرود و از بهترین و زیباترین باغهای بهشت می گرددو در میان همه ی بوستانها ی بهشت می درخشد،درست بسان ستاره ی درخشنده ای در میان ستارگان،به گونه ای که درخشندگی اش دیدگان بهشتیان را خیره می سازد و در همان حال فریاد شادمانه سر می دهد که:هان!منم سرزمین مقدس خدا !سرزمین پاک و پربرکتی که پیکر پاک و بارگاه ملکوتی سالار شهیدان و سرور جوانان اهل بهشت را در بر داشته ام."

6.این خاک پاک،به گونه ای است که ذکر گفتن با تسبیح ساخته شده از ان،ثواب ذکر و استغفار را تا 70برابر افزایش میدهد.

7.به دست داشتن تسبیح ساخته شده از این خاک و گرداندن بدون ذکر آن ،پاداش ذکر خدا دارد .

8.سجده بر خاک کربلا ،حجاب های پدید آمده از گناه را دریده، زنگارهای دل را زدوده ،موانع قبولی اعمال و استجابت دعا را کنار زده وزمین و زمان را نور باران میسازد.

9.خوردن خاک ، تحریم شده است و در روایت آمده است که بسان خوردن گوشت خوک است وکسی که بر اثر خوردن خاک بمیرد بر او نماز نمی گذارند ،با این وصف تربت امام حسین(علیه السلام)برای شفا استثنا شده است.

10.با خود داشتن تربت ،اگر با نیت مصون ماندن از خطرات و بلایا باشد ،موثر است .

11.قرار دادن تربت در میان اجناس و کالا ها ی تجارتی ،باعث برکت آنها می شود.

12.در روایت آمده است" کودکانتان را با تربت کام بردارید ،چرا که ایمنی بخش آنان خواهد بود."

13.به هنگامی که از آن تربت مقدس به همراه میت ،در قبر گذارند،ایمنی بخش او خواهد بود.

14.مخلوط ساختن حنوط به این تربت ،توصیه شده است.

15.دفن میت در کربلا ،باعث شرایط ورود به بهشت میشود.

16.حوریان بهشتی از فرشتگانی که به زمین فرود می آیند،از تربت برای تبرک جستن بدان ،هدیه می طلبند.

17.فرشتگان از این تربت،به پیامبر گرامی هدیه آوردند وپیامبر از آن برای خویش برداشت وحسین(علیه السلام)نیز پیش از شهادت از این هدیه برای خود برداشت.

18.در این سرزمین پیش از شهادت امام حسین (علیه السلام)200پیامبر و200جانشین پیامبر و200تن از نوادگان پیامبران به شهادت رسیده اند.

۱۹.بوییدن خاک این سرزمین ،باعث بغض واشک می شود(این اتفاق برای پیامبر وامام حیسن (علیه السلام)پیش ازجریان عاشورا رقم خورد.

20.در روز عاشورا در ساعت شهادت امام حسین (علیه السلام)تربت رنگ خون به خود می گیرد(این اتفاق برای ام سلمه رقم خورد).

21.این سرزمین حزن انگیز بوده وبه مجرد ورود بدان،غم واندوه انسان را فرا گرفت.

22.هر فرشته ای که پیامبر را زیارت نمود از این تربت هدیه گرفت.

سند مطالب بالا را در الخصائص الحسینیه (ویژگی های امام حسین (علیه السلام))نوشته ی شیخ جعفر شوشتری وبهار الانوار می توان یافت.

+نوشته شده در شنبه 3 اسفند1387ساعت9:29توسط | |


ما گرفتار سر زلف تو هستیم ای دوست

رشته ی مهر ز اغیار گسستیم ای دوست

بر گرفتیم دل از غیر تو جانا اما

دل بر آن عشق گرانبار تو بستیم ای دوست

کرده سودا همه هستی خود در ره تو

چون خریدار تو از عهد الستیم ای دوست

اندرین عمر گران در ای مه مهجور و نهان

قلب خود یکسره دریاد تو خستیم ای دوست

تا اسیر غم جانسوز تو گشتیم همه

ز غم عالم هستی همه رستیم ای دوست

جلوه کن جلوه ایا دلبر یکتا که دگر

شیشه یصبر و تحمل بشکستیم ای دوست

کام ما را ز می وصل رخت شیرین کن

زانکه از باده ی دیدار تو مستیم ای دوست

چون دگر منتظران شائق شیدای تو گفت

که سر راه تو عمری بنشستیم ای دوست

+نوشته شده در جمعه 2 اسفند1387ساعت21:56توسط | |

 

در عصر غیبت , پیروی و تقلید از مجتهد جامع شرایط , واجب و الزامی است . در فرهنگ اهل بیت ( ع)

مجتهد و فقیهی جامع شرایط است که مرد , بالغ , شیعه دوازده امامی , حلال زاده , زنده , عادل , مسلط بر نفس , نگهبان دین و آیین , مخالف هوای نفس و مطیع اوامر الهی و اهل بیت عصمت و طهارت ( ع) باشد

پیروی از مجتهد جامع شرایط , در عصر غیبت , در راس همه ی تکالیف است , چرا که جایگاه مومن را نسبت به حجت وقت خویش روشن می نماید و امر دین و دنیا و آخرت او را قوام می بخشد .

اصولا در عصر غیبت , اطاعت و فرمانبرداری از امام زمان (ع9 تحقق نخواهد یافت . مگر در سایه ی اطاعت و پیروی از مجتهد جامع شرایط که او را " مرجع تقلید " می نامیم .

بیا و ختم کن به چشم هایت انتظار را !

به بی صدا تبسمی , صدا بزن بهار را !

بیا که مدتی است از میانه نور رسیده ها !

به گوشه رانده اند عاشقان کهنه کار را !

+نوشته شده در جمعه 2 اسفند1387ساعت21:8توسط | |

بی روی تو از عمر گران سیر شدم

در فصل جوانی ز غمت پیر شدم

در آتش هجر رخسار تو من

می سوزم و زین غصه زمین گیر شدم

+نوشته شده در جمعه 2 اسفند1387ساعت15:56توسط | |

 

طی شد این تو دانی به چه سان ؟

پوچ و بس تند چونان باد دمان

همه تقصیر من است , این که خود می دانم

که نکردم فکری , که تعمق ننمودم روزی ساعتی یا آنی

که چه سان می گذرد عمر گران ؟

کودکی رفت به بازی به فراقت به نشاط

فارق از نیک و بد و مرگ و حیات

همه گفتند : " کنون تا بچه است بگذارید بخندد شادان

که پس از این دگرش فرصت خندیدن نیست , بایدش نالیدن "

... من نپرسیدم هیچ که پس از این ز چه رو بایدم نالیدن ؟!

هیچ کس نیز نگفت زندگی چیست ؟ چرا می آییم ؟ به چه سان باید رفت ؟

پس از این چند صباح به کجا باید رفت ؟به کدامین توشه به سفر باید رفت ؟

...نوجوانی سپری گشت به بازی به فراقت به نشاط

فارق از نیک و بد و مرگ و حیات

بعد از آن باز نفهمیدم من , که چه سان عمر گذشت

لیک گفتند همه : " که جوان است هنوز , بگذارید جوانی بکند , بهره از عمر برد کامروایی بکند

بگذارید که خوش باشد و مست , بعد از این باز ورا عمری هست "

یک نفر بانگ بر آورد : " از هم اکنون باید فکر فردا بکند "

دیگری آوا داد :" که چو فردا بشود , فکر فردا بکند "

سومی گفت :" همان گونه که دیروزش رفت ,

بگذرد امروزش همچنین فردایش "

با همه این احوال , من نپرسیدم هیچ که چه سان جوانی بگذشت

آن همه قدرت و نیروی عظیم به چه ره مصرف گشت ؟

نه تفکر نه تعمق نه اندیشه دمی

عمر بگذشت به بی حاصلی و مسخرگی

چه توانی که ز کف دادم مفت

من نفهمیدم و کس نیز مرا هیچ نگفت

قدرت عهد شباب , میتوانست مرا تا به خدا پیش برد

لیک بیهوده تلف گشت جوانی هیهات

... ای صد افسوس که چون عمر گذشت , معنی اش فهمیدم

حال می فهمم هدف از زیستن این است رفیق !

من شدم خلق که با عزمی جزم و دلی مهدی عزم

پای از بند هواها گسلم , پای در راه حقایق بنهم

فارق از شهوت و آز و حسد کینه و بخل

مملو از عشقو جوانمردی و زهد در ره کشف حقایق کوشم

شربت جرأت و امید و شهادت نوشم

زره جنگ برای بد نا حق پوشم

ره حق پویم حق جویم وپس حق گویم

آنچه آموخته ام بر درگران نیز نکو آموزم

شمع را دگران گردم و با شعله ی خویش

ره نمایم به همه گر چه سراپا سوزم

... من شدم خلق که چون مهدی زهرا باشم

نه چنین زاید و بی جوش و خروش

عمر بر باد و به حسرت خاموش .

ای صد افسوس که چون عمر گذشت معنی اش می فهمم

حال می پندارم کاین سه روز از عمرم به چه ترتیب گذشت :

کودکی بی حاصل , نوجوانی باطل , وقت پیری غافل

به زبان دیگر : کودکی در غفلت , نوجوانی شهوت , در کهولت حسرت .

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

                      مَن مَاتَ وَ لَم یَعرِف إِمامَ زَمانِهِ مَاتَ مَیتَةَ الجاهِلیَّةِ

       هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است .

If someone dies and not know his contemporary Imam he has died ignorantly.

 

+نوشته شده در جمعه 2 اسفند1387ساعت10:40توسط | |

 

 

مستغرق فراقم و جویای وصل یار

کشتی شکسته چشم امیدش به ساحل است

+نوشته شده در پنجشنبه 1 اسفند1387ساعت20:29توسط | |

 

پشتم ز غم هجر تو خم گردیده

بر دیده زخاک قدمت گردی ده

گریم همه دم چه بیم از آنکه سفید

گردد ز فراق تو مرا گر دیده

+نوشته شده در پنجشنبه 1 اسفند1387ساعت14:23توسط | |

ز هجران رخت بر دل هزاران درد ها دارم * بیاد طلعت و رویت دو چشمی پر بکا دارم

تو ای مولای عالم مهدی دین حامی قرآن * نقاب افکن ز رخ زیرا ز هجرت بس نوا دارم

به دل من آرزوی دیدن رخسار دلجویت * به حال زار و با چشمان گریان مهدیا دارم

اگر آنی نظر بر من ز راه لطف بنمایی * دگر بر گو چه غم از آتش روز جزا دارم

اگر جانم شود از دست و رخسارت نبینم من * به برزخ حالتی محزون و قلبی مبتلا دارم

همی خواهم که تا باقیست جان سازی مرا شادان *ز وقتی دیده بر آن چهره ایزد نما دارم

دگر پیراهن صبر و تحمل پاره خواهم کرد * چو امید وصال و طلعت وری تو را دارم

ظهور خویشتن را از خدا بنما طلب زیرا * ز جور خصم کافر شکوه یی بی انتها دارم

اجانب رخنه بنمودند بر شرع نبی جدت * بسی جانا تمنای ظهورت از خدا دارم

ز هجران تو شائق با دو صد آه و فغان گفتا * اگر از دیده خون بارم به جای اشک جا دارم

+نوشته شده در پنجشنبه 1 اسفند1387ساعت9:44توسط | |

 

ما گرفتار سر زلف تو هستیم ای دوست

رشته ی مهر ز اغیار گسستیم ای دوست

بر گرفتیم دل از غیر تو جانا اما

دل بر آن عشق گرانبار تو بستیم ای دوست

کرده سودا همه هستی خود در ره تو

چون خریدار تو از عهد الستیم ای دوست

اندرین عمر گران در ای مه مهجور و نهان

قلب خود یکسره دریاد تو خستیم ای دوست

تا اسیر غم جانسوز تو گشتیم همه

ز غم عالم هستی همه رستیم ای دوست

جلوه کن جلوه ایا دلبر یکتا که دگر

شیشه یصبر و تحمل بشکستیم ای دوست

کام ما را ز می وصل رخت شیرین کن

زانکه از باده ی دیدار تو مستیم ای دوست

چون دگر منتظران شائق شیدای تو گفت

که سر راه تو عمری بنشستیم ای دوست

بی تو شام محنت یاران سحردارد ندارد

نخل دل بی جلوه ی رویت ثمر دارد ندارد

طاعت خلاق جان در خلق مسلم در حقیقت

بی تولای تو ای مولا اثر دارد ندارد

سینه بی کینه ما غیر سوز دوری تو

ای عزیز قلب و جان سوز دگر دارد ندارد

هر که سر بر آستان عشق جانسوز تو ساید

غیر سودای تو سودایی به سر دارد ندارد

جز گذرگاه تو اندر این گذرگاه طبیعت

این دل شیدای ما میل گذر دارد ندارد

آرزوی دیگری جز یک دم جانبخشت ای دوست

یکدم اندر زندگی این محتضر دارد ندارد

در غم هجر تو از عمر گران این عاشق زار

غیر آه آتشین و چشم تر دارد ندارد

شائق افسرده دل غیر تمنای وصالت

خواهشی از کردگار دادگر دارد ندارد

+نوشته شده در چهارشنبه 30 بهمن1387ساعت22:52توسط | |